کد4495 تاریخ انتشار17:46 - 1395/10/19 تعداد بازدید533    

زندگی‌نامه حضرت معصومه(س) از آغاز، هجرت تا وفات

پدر بزرگوار حضرت معصومه سلام الله علیها امام هفتم شیعیان حضرت موسی‌بن جعفر علیهما السلام است که او را ابوالحسن اول نیز می‌گویند، و از القاب مشهور آن حضرت کاظم، باب الحوائج و صالح می‌باشد.
 آن بزرگوار روز یک‌شنبه هفتم ماه صفر سال 128 هجری در روستای ابواء که بین مکه و مدینه واقع شده، دیده به جهان گشود. آن حضرت بیش از سایر امامان(ع) فرزند داشت که بعضی سی، و برخی شصت فرزند برای او نام برده‌اند.
 آن بزرگوار در سال 148 هجری قمری زمان خلافت منصور به امامت رسید و در زمان خلافت مهدی عباسی و هادی عباسی نیز امام بود، وقتی که هارون الرشید به خلافت رسید پس از پانزده سال، در زندان بغداد شهید شد. مشهور بین تاریخ نویسان آن است که آن بزرگوار در روز 25 رجب سال 183 هجری از دنیا رفت.(159)
 هارون الرشید آن بزرگوار را در سال 179 هجری قمری در مدینه دستگیر کرده به طرف عراق آورد و از آن وقت تا آخر عمر در زندان به سر می‌برد.
 مادر حضرت معصومه(س)
 آن‌طور که از شواهد و قرائن و بعضی از روایات استفاده می‌شود، مادر حضرت معصومه(س) همان مادر امام رضا(ع) است. برای مادر حضرت رضا(ع) نامهای متعددی ذکر کرده‌اند، مانند: خیزران، ام‌البنین، نجمه و… روایت شده پس از آنکه حضرت رضا(ع) از او متولد شد، به او"طاهره" گفتند.
 روز ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)
 مطابق پاره‌ای از مدارک، حضرت معصومه(س) در روز اول ماه ذی‌قعده سال 173 هجری قمری، در مدینه چشم به جهان گشود. محدث گرانقدر مرحوم آیت الله شیخ علی نمازی (وفات‌یافته در دوم ذی‌حجه سال 1405 هـ.ق. که مرقدش در یکی از حجره‌های صحن رضوی کنار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) قرار دارد) در کتاب پربار مستدرک سفینة البحار (که ده جلد است) در جلد هشتم چنین می‌نویسد:
فاطِمَةُ الْمَعْصومَةُ الْمَوْلُودَةُ فِی غُرَهِ ذِی‌الْقَعْدَةِ سَنَةَ 173؛
فاطمه معصومه در آغاز ماه ذی‌قعده سال 173، دیده به جهان گشود.
 مرحوم فیض در کتاب انجم فروزان و گنجینه آثار قم از کتاب لواقح الانوار فی طبقات الاخیار (تألیف عبدالوهاب شعرانی شافعی وفات‌یافته در سال 937 هـ.ق.) و کتاب نزهة الابرار فی نسب اولاد الائمة الاطهار (تألیف سید موسی برزنجی شافعی مدنی) چنین نقل می‌کند:
“وِلادَةُ فاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی‌بنِ جَعْفَرٍ، فِی مَدِینَةِ الْمُنَوَرَةِ غُرَه ذِی‌الْقَعْدَةِ الْحرامِ، سَنَة ثَلاثَ وَ ثَمانینَ وَ مأَةَ بَعْدَ الهِجْرَةِ النَبَویَة، وَ تُوُفِیَتْ فِی الْعاشِرِ مِنْ رَبیعِ الثانِی فِی سَنَةِ اِحْدی وَ مَأَتَینِ فی بَلْدَةِ قُمْ؛
حضرت فاطمه (معصومه) دختر امام کاظم در مدینه منوره، در آغاز ماه ذی‌قعده سال 183 هـ.ق. دیده به جهان گشود، و در دهم ماه ربیع الثانی سال 201 در قم وفات یافت.
مدارک دیگری نیز در مورد روز ولادت آن حضرت (در آغاز ذی‌قعده)
 1ـ عوالم العلوم، تألیف علامه بحرانی، ج21، ص328
2ـ حیاه الست، تألیف شیخ مهدی منصوری، ص10
3ـ فاطمة بنت الامام موسی الکاظم، تألیف دکتر محمدهادی امینی (فرزند علامه امینی صاحب الغدیر) ص 21 و 5
4ـ زندگانی حضرت موسی‌بن جعفر، تألیف عمادزاده، ج2،‌ ص375
 بررسی و شرح کوتاه زندگانی
 در بعضی از مدارک فوق، سال ولادت حضرت معصومه 183 ذکر شده، که صحیح چنان که در مستدرک سفینه آمده 173 است، زیرا با توجه به این که امام کاظم(ع) در 25 رجب سال 183 هـ.ق. در زندان هارون در بغداد به شهادت رسید، و کمترین مدت زندانش، چهار سال بود، در این مدت از خانواده‌اش که در مدینه ساکن بودند، دور بود، بنابراین ممکن نیست ولادت حضرت معصومه(س) در سال 183 رخ داده باشد، و ظاهراً در این شماره اشتباه شده و به‌جای 173، 183 نوشته شده است.
 از این‌رو محقق کاوشگر، مرحوم عمادزاده اصفهانی، بدون ابهام می‌نویسد: حضرت معصومه(س) در مدینه در ماه ذی‌قعده سال 173 متولد شد، و در ربیع الثانی سال 201 (در قم) دیده از جهان فرو بست.
 بنابراین باید پرونده این مطلب را در همین جا بست، و از باب تسامح در ادله سنن، تاریخ ولادت حضرت معصومه را همان آغاز ذیقعده سال 173 هـ.ق. اعلام کرد، چنان که اخیراً آستانه مقدسه قم همین اعلام را نموده است، با توجه به ولادت باسعادت حضرت رضا(ع) که در روز 11 ذی‌قعده سال 148 در مدینه رخ داد، این ده روز بین روز ولادت حضرت معصومه(س) و روز ولادت امام رضا(ع) به‌عنوان دهه کرامت نام‌گذاری شده است.
 به‌راستی توصیف عظمت هلهله و غریو شادی از دودمان رسالت را به‌خاطر اینکه امام رضا(ع) دارای خواهری شده که سالها قبل در خبرهای غیبی به وجود او مژده داده شده بود نمی‌توان ترسیم کرد، چرا که فروغی از کوثر، و گلی تابناک از گلشن آل‌محمد(ص)، چشم به جهان گشوده بود، و جهان معنی را صفای دیگری بخشیده بود.
 تاریخ وفات و شهادت  حضرت معصومه(س)
 مدارک متعددی وجود دارد که حضرت معصومه در سال 201 هـ.ق. در قم وفات نموده است چنان که در کاشی‌کاری‌های اطراف حرم که از قرنها پیش به جای مانده مرقوم شده است، ولی در مورد روز و ماه وفات آن حضرت، اختلاف است، که تا سه قول گفته شده است:
1ـ طبق پاره‌ای از مدارک، دهم ربیع الثانی بوده است.
2ـ مطابق بعضی از مدارک، دوازدهم ربیع الثانی بوده است.
3ـ و بر اساس مدرک دیگر، هشتم شعبان بوده است.
هیچ‌یک از این سه قول، آن‌گونه که باید، مورد اطمینان نیست.
 ولی همان گونه که بعضی از بزرگان گفته اند: انصاف این است که برای جمع بین دو قول اول و دوم، برای بزرگداشت مقام آن بزرگ‌بانوی دو عالم جهان، سه روز (10 و 11 و 12 ماه ربیع الثانی) را به‌عنوان سوگواری معصومیه، مراسم سوگواری برقرار کرد، چنان که در سال های اخیر مسئولین و دست اندرکاران آستانه‌ مقدسه حضرت معصومه(س) همین کار را شروع نموده، و این سنت خوب به جریان افتاده است، و این سه روز به‌عنوان ایام معصومیه، جا افتاده است، به امید آنکه در این ایام در آستانه مقدسه قم، و در سایر مساجد و محافل، از آن بانوی باعظمت، تجلیل شایان گردد، و خاطره زندگی درخشان آن شفیعه روز جزا، تجدید شود.
 از آنچه در بالا خاطرنشان شد نتیجه می‌گیریم که سن حضرت معصومه هنگام وفات، در حدود 28 سال بوده است (از سال 173 تا 201 هـ.ق.) پس اینکه در زبان عوام، آن حضرت به‌عنوان 18 تا 23 ساله، ‌معروف شده، مدرک و سند محکمی ندارد.
 چرا حضرت معصومه(س) ازدواج نکرده است؟
 تقریباً قطعی است که حضرت معصومه ازدواج نکرد، در این صورت این سؤال پیش می‌آید که با توجه به اینکه سنت ازدواج مستحب مؤکد اسلامی است، تا آنجا که رسول اکرم(ص) فرمود:
 مابُنِیَ فِی الْاِسْلامِ بَناءٌ اَحَبَّ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ اَعَزَّ مِنَ التَزویجِ؛
در اسلام در پیشگاه خدا بنایی برپا نشده که محبوب‌تر و عزیزتر از بنای ازدواج باشد.
 نیز فرمود: اَلنِکاحُ سُنَّتِی، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی؛ ازدواج سنت و برنامه‌ من است، پس کسی که از سنت من دوری کند از من نیست.
 در عصر امام باقر(ع) بانویی به‌خاطر ریاضت و کسب فضیلت، ازدواج نمی‌کرد، امام باقر(ع) به او فرمود: اگر در ترک ازدواج، فضیلتی به دست می‌آمد، حضرت فاطمه(ع) سزاوارتر از تو بود، که به‌خاطر کسب فضایل اخلاقی، ازدواج نکند، زیرا هیچ بانویی در کسب کمالات، از فاطمه(ع) پیشی نگرفته است.
 پاسخ: در پاسخ به این سؤال دو مطلب گفته شده که هرکدام، یا یکی از آنها، دلیل شایسته‌ای است که موجب ترک ازدواج حضرت معصومه(س) شده است:
 1ـ دختران امام کاظم(ع) به‌ویژه حضرت معصومه(س) در سطحی از کمالات بودند که برای خود کفو مناسب خود نیافتند، تا با او ازدواج کنند، امام کاظم(ع) فرموده بودند تا با مورد سفارش معصومین و مشورت برادرشان حضرت رضا(ع) ازدواج کنند. این سفارش و قرائن دیگر بیانگر این است، که باید برای آنها همسر مناسبی باشد. با توجه به اینکه در مورد حضرت زهرا(ع)، اگر خداوند متعال علی(ع) را  نمی‌آفرید، در سراسر زمین از حضرت آدم گرفته تا هر انسانی بعد از او، همسر و همتای مناسبی برای فاطمه(س) پیدا نمی‌شد.
 2ـ ترس و وحشت حکومت پر از خفقان و اختناق هارون، به‌گونه‌ای بود که کسی جرأت نمی‌کرد با دختران امام کاظم(ع) ازدواج نماید و داماد آن حضرت شود، زیرا دامادی آن حضرت، از نظر دستگاه طاغوتی هارون، موجب خطر شدید برای آن داماد می‌شد، به این ترتیب، حضرت معصومه(س) و بعضی از خواهرانش، از ازدواج صرف‌نظر کردند. در ضمن نباید این مطلب را از نظر دور داشت که امام کاظم(ع) در زندان به‌سر می‌برد، و اطلاع امام رضا(ع) از آینده (در مورد شهادت پدر، و هجرت اجباری او به خراسان) شاید دلیل دیگری برای ترک ازدواج حضرت معصومه(ع) باشد. و این نیز از مصائب و رنجهای روزگار نسبت به خاندان نبوت است، که ستمگران کینه‌توز، با ایجاد شرایط نامساعد، آنها را از مواهب زندگی، محروم ساختند و باعث هجرت عظیم حضرت معصومه(س) از حجاز به ایران شدند.
 علت مهاجرت حضرت معصومه به ایران
 مأمون عباسی در سال 200 هجری قمری، با نامه‌ها و پیام‌های بسیار، حضرت رضا(ع) را به خراسان دعوت کرد، آن بزرگوار، ناگریز از روی اکراه، این دعوت را پذیرفت و با کاروانی که مأمون فرستاده بود، به‌سوی خراسان آمد. یک سال بعد (سال 201) حضرت معصومه به‌شوق دیدار برادرش حضرت رضا(ع) عازم خراسان گردید و با همراهان حرکت کردند، ولی حقیقت این است که این حرکت، هجرت معنی‌دار و عظیم حضرت معصومه برای حمایت از ولایت امام علی‌بن موسی الرضا(ع) و تقویت مسأله رهبری بود، که در ظاهر به‌صورت سفر برای دیدار برادر عنوان می‌شد.
 ساوه در مسیر هجرت
 در مورد هجرت  آن حضرت از ساوه به قم، مطالب مختلفی گفته شده است.
ولی دراین‌باره بهترین و اصیل‌ترین مدارک، تاریخ قدیم قم است که در قرن چهارم نگاشته شده و مرحوم علامه مجلسی و محدث قمی و بزرگان از علما به آن اعتماد می‌کنند، آنچه "حسن‌بن محمد نویسنده تاریخ قدیم قم" به‌گفته علامه مجلسی در بحار الانوار، و محدث قمی در سفینة البحار دراین‌باره نظر می‌دهد، چنین است: حضرت رضا(ع) به‌دعوت مأمون در سال 200 هجری از مدینه به خراسان آمد، حضرت معصومه در سال 201 برای دیدار برادر، از مدینه رهسپار خراسان شد (ناگفته پیداست که در این سفر دور، گروهی از برادران و خدمتکاران همراه حضرت معصومه بوده) وقتی که به ساوه رسیدند، حضرت معصومه(س) بیمار شد، آن حضرت پرسید: از این مکان تا قم چقدر راه است؟ عرض کردند: ده فرسخ، به خدمتکار دستور داده که به جانب قم رهسپار گردند،‌ به این ترتیب به قم آمد و به منزل موسی‌بن خزرج‌بن سعد اشعری که از اصحاب امام رضا(ع) بود، وارد شد.
اما روایت صحیح‌تر این است: چون خبر ورود آن بانوی باعظمت حضرت فاطمه معصومه(س) به آل‌سعد رسید، همگی به‌اتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت کنند، در میان آنها موسی‌بن خزرج به کاروان حضرت معصومه رسید، زمام شتر آن حضرت را گرفته به طرف قم آمد و در منزل خود با کمال افتخار از آن بانو پذایریی کرد، ولی پس از 16 یا 17 روز آن بانوی ارجمند، رخت از جهان بربست و پسران سعد را در سوگ خود نشانید.
 آری، خاطر حضرت معصومه خیلی آزرده بود، آرزوی دیدار پدر و برادر در دلش ماند، و با دنیایی ازغم و اندوه با این جهان وداع گفت.
در این چند روزی که حضرت معصومه در قم بود از فراق برادر می‌گریست و محزون و غمگین بود، در سرای موسی‌بن خزرج عبادتگاهی داشت که هنوز باقی است و هم اکنون آن مکان شریف با بنایی مجلل و جالب مشخص است، دارای حجره‌هایی است که در آن طلاب علوم دینی هستند، و در جنب آن، مسجد باشکوهی ساخته‌اند.
اینک آنجا به‌نام مدرسه ستیه در محله میدان میر قم، معروف می‌باشد.
 ماجرای ورود حضرت معصومه(س) به قم در روایات دیگر
امام کاظم(ع) وقتی که زندانی شد، به فرزندش امام رضا(ع) وصیت کرد تا سرپرستی دخترانش (که خواهران حضرت رضا(ع) باشند) را عهده‌دار گردد، و به آنها سفارش کرد، که در همه امور از برادرشان حضرت رضا(ع) اطاعت کنند. حضرت معصومه هنگام شهادت پدر (که در سال 183 هـ.ق. رخ داد) ده سال داشت و بخش مهمی از دوران کودکی‌اش را با روزگار تلخ فراق پدر (که در زندان به‌سر می‌برد) گذراند.
 حضرت معصومه(س) در پناه برادرش زندگی می‌کرد، زیرا پدرش در زندان بود، هنگامی که یگانه برادر و پناهگاهش از روی اکراه به خراسان رفت، یک سال در مدینه بدون برادر زندگی کرد، ولی کاسه صبرش لبریز شد، تصمیم گرفت به‌خاطر دیدار برادر، سفر دور و دراز بین مدینه و خراسان را بپیماید، سرانجام همراه کاروانی از بستگانش، مدینه را به‌قصد خراسان ترک کرد، و با یک جهان اشتیاق و امید، بلکه پس از یک سال دوری برادر و سرپرستش، به فیض زیارت او نایل گردد، ولی در ساوه بیمار گردید... .
 بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته‌اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، ازاین‌رو وقتی که موکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه در این جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه همچون عمه‌اش زینب(س) به‌وقتی که بدنهای پاره پاره آن 23 نفر را دید، به‌شدت غمگین گشته بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم گردید، و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از 16 یا 17 روز رحلت کرد.
و در روایت دیگر آمده: هارون‌بن موسی‌بن جعفر(ع) همراه 23 نفر از بستگانش که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه(ع) بود، در یک کاروانی وارد ساوه شدند، دشمنان اهل‌بیت(ع) به کاروانی که در حال غذاخوردن بودند، حمله کردند و آنها را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند. نقل شده در غذای حضرت معصومه(ع) زهر ریختند و آن بانوی گرامی، مسموم گشته بستری شد، و طولی نکشید که در قم به شهادت رسید.
 مطابق نقل بعضی، مسموم نمودن آن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد.
 داغ پرسوز فراق
نظر به اینکه این ماجرا در سال 201 هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(ع) رخ داده است (امام رضا(ع) در سال 203 شهید شد) این نیز از مصائب دیگر حضرت رضا(ع) است، مصیبتی جان‌سوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید، و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایی، تبدیل گردید و داغ جان‌سوز شهادت حضرت معصومه(س) قلب مبارک حضرت رضا(ع) را جریحه‌دار کرده و آن بانو نیز با دلی پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمی گریان از دوری برادر شهید شده است، شاعر معاصر آقای"حسان" در این راستا گوید:
از مدینه به‌قصد خطه طوس       رهروی خسته‌پاست معصومه
تا زیارت کند برادر خویش          فکر و ذکر دعاست معصومه
روز و شب عاشقی بیابان‌گرد    خواهری باوفاست معصومه
قطعاً حضرت رضا(ع) نیز هنگام شهادت، همان گونه که از یگانه فرزندش حضرت جواد(ع) یاد کرده، از خواهر مهربانش، حضرت معصومه(س) نیز یاد کرده که شاعر از زبان آن حضرت می‌گوید:
مردم به غریبی و عیالم به سرم نیست     صد حیف که من صورت معصومه ندیدم
افسوس از آن حسرت دیدار که دلم را     صد چاک زد و چهره محبوب ندیدم
 ماجرای دفن جنازه حضرت معصومه(س)
 زمینی که آستانه حضرت معصومه(س) در آن واقع است، با بلان نام داشته، و این زمین پیش از آنکه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنایی نداشته است، فقط ملکی از ملکهای موسی‌بن خزرج بوده است، این زمین را موسی‌بن خزرج که هم مهمان‌دار حضرت معصومه بود و هم در عصر خویش رئیس و محترم بود، برای دفن آن حضرت معین کرد.
آل‌سعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه(س) قرار دهند.
 پس از آنکه جنازه مطهر آن بی‌بی بزرگوار را غسل داده کفن نمودند،‌ آن را به آن سرزمین آوردند، در این وقت میان آل‌سعد گفت‌وگو شد که چه‌کسی داخل قبر شده جنازه را در سرداب به خاک بسپارد، سرانجام اتفاق کردند که شخصی به‌نام قادر که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سید بود، داخل قبر شود و آن گوهر پاک را دفن کند. چون به‌سراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب‌دار پیدا شدند، همین که نزدیک رسیدند، از مرکب خود پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه(س) نماز گزاردند، سپس داخل سرداب شده جنازه را دفن کردند، آن‌گاه بیرون آمده رفتند، و کسی نفهمید که آنها چه‌کسی بودند. آنگاه موسی‌بن خزرج سقف و سایبانی از بوریا بر سر قبر برافراخت تا هنگامی که حضرت زینب دختر امام نهم(ع) وارد قم گردید و قبه‌ای بر آن مرقد مطهر بنا کرد.
 بعد از مدتی ام‌محمد دختر موسی پسر امام جواد(ع) وفات کرد، جنازه او را کنار مرقد حضرت معصومه به خاک سپردند.
مدتی بعد، میمونه خواهر ام‌محمد وفات کرد، او را نیز کنار مرقد حضرت معصومه به خاک سپردند و قبه‌ای جداگانه روی قبر آن دو بانو، بنا نمودند. سپس بریهیه دختر موسی‌بن امام جواد(ع) وفات نمود، او را نیز در آنجا به خاک سپردند.
 مرحوم محدث قمی، غیر از بانوان فوق، از بانوان دیگر نیز نام برده که کنار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) مدفون هستند، مانند: زینب دختر امام جواد(ع)، ام‌اسحاق کنیز محمدبن موسی مبرقع، و ام‌حبیب کنیز محمدبن احمدبن موسی مبرقع(184).
 بنابراین در مجموع شش تن از امام‌زادگان، و منسوبین به امامان(ع) کنار مرقد مطهر حضرت معصومه دفن شده‌اند. ازاین‌رو شایسته است آنان که مرقد شریف حضرت معصومه(س) را زیارت می‌کنند، از آنها نیز یاد کنند، گرچه با این جمله کوتاه باشد:
 "اَلسَّلامُ عَلَیْکُنَّ یا بَناتِ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُنَّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ؛
سلام بر شما ای دختران رسول خدا، سلام و رحمت و برکات خدا به شما باد".
 پیکرهای تر و تازه، پس از هزار و چند سال
 از گفتنی‌های عجیب و معجزه‌آسا که در عصر ناصرالدین شاه، متوفای 1313 هـ.ق. مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسینی مجتهد جد پدری حرم‌پناهی‌ها و جد مادری اشراقی‌ها که قبرش به‌صورت مرتفع در صحن نو، مقابل قبر مرحوم آیت‌الله شیخ فیض‌الله نوری است، نقل کرد: هنگام فرش کردن حضرت حرم مطهر حضرت معصومه(س) با سنگهای مرمر، در قسمت پایین پای حضرت، روزنه‌ای به سرداب باز شد، ضروری به نظر رسید که افرادی انتخاب شوند و داخل سرداب بروند و وضع آنجا را بررسی کنند که اگر نیاز به تعمیر داشت، تعمیر نمایند. دو نفر بانوی صالحه انتخاب شدند، چراغی برداشته داخل سرداب شدند، دیدند قبر مطهر حضرت معصومه در آن سرداب نیست، بلکه آن سرداب در پایین قبر مطهر آن حضرت است، در آن جا سه پیکر مطهر تر و تازه را دیدند که گویی همان روز، روح از بدنشان جدا شده بود؛ یک تن بانو، و دو تن کنیز و سیاه‌چهره بودند. از بررسی کتب فهمیده می‌شود که آن بانوی ارجمند میمونه دختر موسی مبرقع‌بن امام جواد(ع) بوده، و آن دو کنیز، ام‌اسحاق و ام‌حبیب، بوده‌اند. آری پس از گذشت یازده قرن از وفاتشان، بدن مبارکشان، هیچ تغییر نکرده بود، و مصداق این سخن پیامبر(ص) شدند که فرمود:
 اِنَّ اللّهَ حَرَمَ لُحُومَنا عَلَی الْاَرْضِ فَلایَطْعُمُ مِنْها شَیْئاً
خداوند گوشت‌های ما را بر زمین حرام کرده، هرگز زمین چیزی از گوشت ما را نمی‌خورد.
 برخی فضایل حضرت معصومه(س) که باعث معرفت بیشتر می‌شود
 ازآنجا که شناخت، پایه دین است، و اظهار عقیده و انجام کارهای نیک از روی شناخت، به عقیده و اعمال، ارزش چندان برابر می‌دهد، و از آنجا که امیرمؤمنان علی(ع) به کمیل فرمود:
مامِنْ حَرَکَةٍ اِلّا وَ اَنْتَ مُحْتاجٌ فِیها اِلی مَعْرِفَهٍ؛
هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو به شناخت (خیر و شر) آن نیازمند هستی.
 و حضرت رضا(ع) در مورد پاداش زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) فرمود:
مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَةُ؛
کسی که او را در حالی که حقش را شناخته، زیارت کند، برای او بهشت است.
 و در فرازی از زیارت‌نامه حضرت معصومه(س) که از حضرت رضا(ع) نقل شده می‌خوانیم:
وَ اَنْ لایَسْلُبَنا مَعْرِفَتَکُمْ اِنَّهُ وَلِیُّ قَدِیرٌ؛
از خدا می‌خواهیم که معرفت به شأن شما را از ما سلب نکند، او سرپرست توانا است.
 نتیجه می‌گیریم که قبل از هرچیز باید امامان(ع) و شخصیت‌های بزرگی چون حضرت معصومه(س) را شناخت، و درک پاداش و درجات ارزش، بستگی به شناخت آنها دارد:
 1ـ دختر روح و جسم پیامبر(ص)
 در زیارت‌نامه‌ای که در شأن حضرت معصومه(س) از حضرت رضا(ع) نقل شده، حضرت معصومه به‌عنوان دختر رسول خدا(ص)، دختر فاطمه(ع) و خدیجه(س)، دختر امیرمؤمنان علی(ع)، دختر حسن و حسین(ع)، دختر ولی خدا (امام کاظم(ع))، خواهر ولی خدا (امام رضا(ع))، و عمه ولی خدا (امام جواد(ع)) خوانده شده است.
این تعبیرات، تنها بیانگر شرافت خانوادگی نیست، بلکه علاوه بر آن، بیانگر آن است که حضرت معصومه از نظر معنوی و مقامات عالی ملکوتی، به‌راستی فرزند روح و جسم پیامبر(ص) و حضرت زهرا(ع) و خدیجه کبری(س) و امام معصوم(ع) است.
 2ـ مقام عصمت و طهارت حضرت معصومه(س)
 حضرت رضا(ع) فرمودند:
“مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی
کسی که معصومه(ع) را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است.
گرچه شواهد و قراین در مورد مقام عصمت حضرت معصومه(ع) بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم حضرت رضا(ع) صراحت دارد که حضرت معصومه(ع) دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که: این لقب را حضرت رضا(ع) به حضرت معصومه(ع) داده است، وگرنه نام حضرت معصومه(ع) فاطمه کبری است از سوی دیگر، به فرموده حضرت رضا(ع) پاداش زیارت حضرت معصومه(ع) همانند پاداش زیارت حضرت رضا(ع) است.
 یکی از قراینی که بیانگر مقام عصمت حضرت معصومه(ع) است، این که(چنان که خاطر نشان شد) دو نفر نقاب دار از عالم غیب آمدند و جنازه آن حضرت را به خاک سپردند.
با توجه به این که: ما معتقدیم، معصوم را باید معصوم دفن کند، به احتمال قوی، آن دو نفر، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده اند.
 پاسخ به یک سؤال :‌مگر غیر از پیامبران و چهارده معصوم، معصوم دیگری نیز داریم؟
 پاسخ: مقام عصمت که عالی ترین مقام معنوی و پاکی است، درجاتی دارد، در وهله اول به دو گونه است: 1ـ معصوم از خطا 2ـ معصوم از گناه، حضرت معصومه(ع) همانند حضرت زینب(ع) در یکی از درجات عصمتند، گرچه در درجات چهارده معصوم(ع) نباشند، زیرا چهارده معصوم(ع) علاوه بر عصمت از گناه عصمت از خطا نیز دارند
 3ـ پیشگویی امام صادق(ع) از حضرت معصومه(س) قبل از ولادتش
 از اموری که به روشنی بیانگر عظمت مخصوص مقام حضرت معصومه(ع) است، این که امام صادق(ع) قبل از ولادت او، حتی قبل از ولادت پدر او، از او یاد کرده است، این موضوع بیانگر آن است که این بانوی خاندان نبوت، از امتیازات و ویژگی های عمیق و ارجمندی برخوردار بوده است، و در سطح بالایی از شخصیت و ارزش های انسانی و ملکوتی قرار داشته است، به عنوان مثال:
 1ـ یکی از شیعیان به محضر امام صادق(ع) آمد، دید آن حضرت در کنار گهواره کودکی، با آ‌ن کودک گفتگو می کند، تعجب کرد و گفت: آیا با کودک نوزاد سخن می گویی؟
امام صادق(ع) فرمود: اگر تو هم مایل هستی نزد این کودک بیا و با او گفتگو کن.
 او می گوید: کنار گهواره آن کودک نوزاد رفتم، سلام کردم، جواب سلام مرا داد، به من فرمود: نامی که برای دختر تازه متولد شده ات برگزیده ای عوض کن، زیرا خداوند آن نام را دشمن دارد.(با توجه به این که او چند روز قبل از او دارای دختر شده بود نامش حْمیرا گذاشته بود)آن شخص می گوید: سخن گفتن نوزاد، و اطلاع او از اخبار پنهان، و نهی ا زمنکر او، مرا بیشتر به تعجب واداشت، بهت زده شدم، امام صادق(ع) به من فرمود: تعجب نکن، این کودک فرزندم موسی است خداوند از او دختری به من عنایت کند که نامش فاطمه است، او در سرزمین قم به خاک سپرده می شود، و هر کس(مرقد) او را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب است.
 ـ نیز امام صادق(ع) قبل از ولادت حضرت معصومه(ع) در ضمن گفتاری در شأن او فرمود
“وَسَتُدفَنُ فِیها اِمْرَأَهٌ مِنْ اَوْلادِی تُسَمی فاطِمَهُ، فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَهُ؛
 و به زودی در قم بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دفن شود، پس هر کس او را زیارت کند، بهشت برای او واجب می گردد در ذیل این روایت آمده؛ امام صادق(ع) این سخن را قبل از ولادت امام کاظم(ع) فرمود با توجه به اینکه امام کاظم(ع) در سال 128 هـ . ق چشم به جهان گشوده است، و تولد حضرت معصومه(ع) در سال 173 رخ داده، نتیجه می گیریم که امام صادق(ع) این سخن را 45 سال قبل از تولد حضرت معصومه(ع) فرموده است این پیش گویی امام صادق(ع)، در سخن دیگری نیز آمده که فرمودند :در قم بانویی از فرزندانم رحلت می کند که به شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می گردند
 4ـ پدرش به فدایش
 یکی از فضایل حضرت زهرا(ع) این است که پیامبر(ص) در موارد متعدد، در شأن او فرمود:
فَداها اَبْوها؛ پدرش به فدایش باد
این تعبیر بیانگر اوج مقام ارجمند حضرت زهرا(ع) است که پیامبر اکرم(ص) در شأن او گفته است.
در مورد حضرت معصومه(ع) نیز نظیر این مطلب از پدرش امام کاظم(ع) روایت شده، در این راستا به ماجرای جالب زیر توجه کنید:
 مرحوم آیت الله مستنبط(داماد اول آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی) از کتاب کشف اللثالی که نسخه خطی آن در کتابخانه شوشتری های نجف اشرف موجود است، و تألیف دانشمند محقق صالح بن عرندس دانشمند قرن نهم هجری می باشد، چنین نقل می کند:
 عصر امام کاظم(ع) بود، روزی جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ از سؤال های خود، به مدینه وارد شدند تا به محضر امام کاظم(ع) برسند، آن حضرت در مسافرت بود، نظر به اینکه آنها ناگزیر به مراجعت بودند، پرسش های خود را نوشتند و به افراد خانواده امام کاظم(ع) تحویل دادند تا در سفر بعد، به آن نائل شوند، مدتی بعد هنگام خداحافظی، دیدند حضرت معصومه(س) پاسخ پرسش های آنها را نوشته و آماده کرده است، آنها شادمان شدند و آن پاسخ ها را دریافت کردند و به سوی وطن رهسپار شدند، در مسیر راه به امام کاظم(ع) برخورد نمودند، و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند، امام کاظم(ع) آن نوشته را از آنها طلبید و مطالعه کرد، پاسخ های حضرت معصومه(ع) را درست یافت، سه بار فرمود:“فَداها اَبْوها؛ پدرش به فدایش باد.”
 با اینکه حضرت معصومه(ع) در آن هنگام خردسال بود، این ماجرای جالب نیز، ما را به عظمت ویژه حضرت معصومه(ع) از نظر علم و معرفت آشنا می کند، ‌و در جای خود بی نظیر و استثنایی است.)
 5ـ عالمه و محدثه و حجت امین امامان(ع)
 سیره حضرت معصومه(ع) در تاریخ گم شده است، علت آن، خفقان شدید آن عصر، و ترس از نگارش زندگی اهلبیت(ع) بوده است، در عین حال می توان بعضی از مطالب را از آنچه به جا مانده شرح داد.
 از ویژگی های حضرت معصومه(ع) این بود که به علوم اسلام و آل محمد(ص) آگاهی داشت، و آن را برای دیگران و آیندگان، نقل می کرد، و از راویان و محدثان به شمار می آمد، چنان که روایت نقل بیانگر این مطلب است از این رو امام کاظم(ع) فرمود:”پدرش به فدایش باد”، در حدی که وجود شریفش حجت و امین پدرش امام کاظم(ع) بود، چنان که در فرازی از زیارتنامه غیر معروفه او آمده
 “اَلسَلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَهُ بِنْتَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ و حُجَتِهِ وَاَمِینِهِ؛
سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع)، و حجت و امین موسی بن جعفر(ع)
 بنابراین حضرت معصومه(ع) حجت و امانت دار پدرش امام کاظم(ع) بود،‌که در این صورت، حجت و امین خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی بود.
 شفاعت وسیع حضرت مصعومه(س)
 در ذیل روایتی که قبلاً در مورد پیش گویی امام صادق(ع) از تولد حضرت مصعومه(س) و وفات او در قم ذکر شده است“…وَاِسْمُها فاطِمَهُ بِنْتُ مُوسی، تَدْخُلُ بِشَفاعَتِها شِیعَتُنا الْجَنَهَ بِاَجْمَعِهمْ؛
نام او فاطمه دختر موسی(ع) است که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می گردند.”
این روایت حاکی از عظمت مقام فوق العاده حضرت مصعومه(ع) است، که شفاعت او شامل همه شیعیان خواهد شد. این مطلب نیز شاهد گویایی بر فضایلی استثنایی حضرت مصعومه(ع) است.
یکی از علمای دولت آباد اصفهان، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد ناصری دولت آبادی، از پدرش مرحوم آیت الله شیخ محمد باقر ناصری(وفات یافته) سال 1407 هـ .ق) نقل می کند: در سال 1295 هجری قمری، در اطراف قم، قحطی و خشکسالی شد، مردم به ستوه آمدند،‌در میان آن ها چهل نفر از افراد متدین، انتخاب شده و به قم آمدند و در حرم حضرت مصعومه(ع) به بست نشستند، تا شاید با عنایات و دعای آن بزرگوار، خداوند باران بفرستد.
 پس از سه شبانه روز، در شب سوم یکی از آنان، مرحوم‌ آیه الله العظمی میرزای قمی(وفات یافته سال 1231 هـ .ق)را در خواب می بیند، میرزا می پرسد: شما چرا در اینجا به بست نشسته اید؟
 او عرض می کند: مدتی است در منطقه ما بر اثر نیامدن باران، خشکسالی و قحطی به وجود آمده است، برای رفع خطر، به اینجا پناه آوردیم. میرزای قمی می فرماید: برای همین، در اینجا جمع شده اید؟ این که چیزی نیست این مقدار از دست ما نیز ساخته است، در چنین نیازها به ما مراجعه کنید، ولی اگر شفاعت همه جهان را خواستید، دست توسل به طرف این شفیعه روز جزا(حضرت مصعومه) دراز کنید.
 پاداش عظیم زیارت مرقد حضرت مصعومه(س)
 در مورد پاداش زیارت مرقد حضرت مصعومه(ع) روایات متعددی از امام معصوم(ع) نقل شده که نظر شما را به هشت روایت زیر، که هر کدام پیام ویژه ای از عظمت مقام حضرت مصعومه(ع) می دهد، جلب می کنیم:
 1ـ امام صادق(ع) در ضمن گفتاری فرمود:
“…مَنْ زارَها وَ جبت لَهُ الْجَنَه؛ کسی که او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می گردد.”)
 2ـ نیز فرمود اِنَ زیارتَها تَعْدِلُ الْجَنَهَ؛ همانا زیارت او برابر کسب بهشت است
 3ـ سعد بن سعد اشعری می گوید: در مورد پاداش زیارت قبر حضرت مصعومه(ع) از امام رضا(ع) پرسیدم، فرمود مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَهُ؛ کسی که او را زیارت کند، پاداش او بهشت است:
 4ـ در مورد دیگر فرمود مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهُ؛ کسی که او را از روی معرفت به شأن و مقامش، زیارت کند، پاداش او بهشت است.”
5-مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنی؛ کسی که معصومه(ع) را در قم زیارت کند، مانند آن است که مرا زیارت کرده است.
 6ـ یکی از شیعیان به زیارت مرقد منور حضرت رضا(ع) رفت و پس از زیارت، عازم کربلا شد، و از مسیر همدان به سوی کربلا رفت، در بین راه در عالم خواب، حضرت رضا(ع) را دید، آن حضرت به او فرمود:”چه می شد که اگر از قم عبور می کردی و قبر خواهرم را زیارت می کردی؟”
 7ـ مولی حیدر خوانساری می نویسد: روایت شده، امام رضا(ع) فرمود: هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در ری(یعنی امام زاده حمزه را که در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم(ع) قرار گرفته است یا خواهرم(حضرت معصومه(ع) را در قم زیارت کند، به همان ثواب زیارت من می رسد.
شرح کوتاه
 گرچه همه این احادیث، با زبان گویا، بیانگر اوج عظمت مقام حضرت معصومه(ع) است، ولی نکاتی در این روایات هست که در اینجا اشاره می شود:
مانند: وجوب بهشت، معادل بهشت، ‌مالک شده بهشت که از کلمه”لَهْ” فهمیده می شود، و برابر بودن زیارت او با زیارت حضرت رضا(ع) و بازخواست حضرت رضا(ع) از شیعه ای که به زیارت مرقد منور حضرت معصومه(ع) نرفته است.
 زیارت حضرت معصومه(ع) را تنها یک امام، سفارش نکرده است، بلکه سه امام(امام صادق، امام رضا و امام جواد(ع)) سفارش نموده اند، و جالب اینکه امام صادق(ع) این سفارش را قبل تولد حضرت معصومه(ع) بلکه قبل از تولد پدر حضرت معصومه(ع) امام کاظم(ع) نموده است.
 نکته جالب دیگر، روایت پنجم است که در آن، پاداش زیارت قبر شریف حضرت معصومه(ع)، برابر پاداش زیارت حضرت رضا(ع)، امام معصوم قرار داده شده است، زید شحام از امام صادق(ع) پرسید: پاداش کسی که یکی از شما را زیارت می کند چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:
“کمن زار رُسْولَ اللهِ؛ مانند کسی است رسول خدا(ص) را زیارت نموده است.
حضرت رضا(ع) فرمود:
“اَلا فَمَنْ زارَنِی وَ هُوَ عَلی غُسلٍ، خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمٍ وَلَدَتْهُ اُمُهُ؛ آگاه باشید، کسی که مرا در حالی که غسل زیارت کرده زیارت کند، به گونه ای از گناه بیرون آید و پاک می شود که هنگام تولد از مادرش از گناه پاک بود.”
 دو نکته پیام آور
 1ـ آن همه مقام چرا؟
 می پرسند: آن همه مقام چرا؟ با این که حضرت معصومه(ع) چندین خواهر داشت، چرا بر آنها برتری داشت؟
پاسخ: این سؤال در مورد حضرت زهرا(ع) نیز مطرح است، که باید در پاسخ گفت: این دو بانو علاوه بر شرافت خانوادگی و ذاتی، در عرصه ها و میدان های ایمان و عمل، ممتاز بودند و در این راستا با گزینش خود، درجات عالی ارزش های والای انسانی را پیمودند، و با عرفان و عمل خود آن گونه درخشیدند.
حضرت معصومه(ع) در صحنه های علم، عرفان، ایمان، سیاست، و حمایت از مقام رهبری، بسیار ممتاز بود و سرانجام در این راستا به شهادت رسید.
او در اقامت هفده روزه خود در قم، به عبادت و راز و نیاز با خدا اشتغال داشت، چنان که عبادتگاه او که آن را”بیت النور” گویند و اکنون در مدرسه ستیه قم در محله میدان میر قرار گرفته، گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست.
 “از پرباری عمر مبارک 28 ساله حضرت معصومه(ع) همان بس که در اقامت هفده روزه اش در قم، حوزه علمیه قم را بقای جادوانه بخشید، و ده ها هزار فرهیخته و دانش پژوه را به جهان تشیع ارزانی داشت، بزرگانی بسان زکریا بن آدم از اصحاب امام رضا(ع) و احمد بن اسحاق وکیل امام حسن عسکری(ع) در قم تا وجود مراجع تقلید و اندیشمندان متفکری چون:
 میرزای قمی، آیت الله شیخ ابوالقاسم قمی، آیه الله حائری، آیه الله صدر، آیه الله سید محمد تقی خوانساری، آیه الله حجت، آیه الله بروجردی، آیه الله سید احمد خوانساری، آیه الله گلپایگانی، آیه الله مرعشی نجفی، آیه الله اراکی، علامه طباطبائی، استاد شهید مرتضی مطهری و حضرت امام خمینی(اعلی الله مقامهم الشریف) همه از برکت وجود عالمه آل عبا حضرت معصومه(ع) است که به حوزه علمیه مرکزیت داه، و با پرتو افشانی خویش، آن را به مدینه فاضله اسلامی تبدیل نموده است… انقلاب اسلامی ایران در حقیقت فرزند پاک این سرزمین مطهر و فیضیه(فیض گرفته از درگاه بی بی فاطمه معصومه(ع)) است، که اینکه با رهبری های حکیمانه ولی امر مسلمین، حضرت آیه الله خامنه ای مد ظله العالی، به مسیر خود ادامه می دهد.
 رحمت خدای بزرگ و درود خالصانه همه پیامبران، امامان، اولیای خدا و مجاهدان راستین بر این بانوی بزرگ باد، که هماره می درخشد و نور افشانی می کند. و کوثر همیشه جوشان ولایت است.
 کوتاه سخن اینکه: آنچه انسان را به مقامات ارجمند می رساند، ایمان و عمل است، چنان که امام باقر(ع) فرمود:
“فَوَ اللهِ ما شِیعَتُنا اِلا مَنْ اِتَقَی اللهَ وَ اَطاعَهُ؛ سوگند به خدا شیعه ما نیست مگر کسی که پرهیزکار بوده و از خدا اطاعت کند.”
نیز فرمود: لا تُنالُ وِلا یَتُنا اِلا بِالْعَمَلِ وَالْوَرَعِ؛ به ولایت و دوستی ما جز از راه انجام عمل نیک و پرهیزکاری نمی توان رسید.:
 2ـ توجه اسلام و مسلمانان به ارزش زن
 در همه تاریخ و در تمام ادیان، با افراط و تفریط، به زنان ظلم شده است،‌ولی اسلام حقوق زن را به طور کامل و عادلانه به آنها داده است، و آنها را از هر گونه انحطاط های ساختگی رهایی بخشیده است. یکی از نمونه های این حقیقت این که: مسلمانان بانوانی همچون: حضرت خدیجه، حضرت فاطمه، حضرت زینب، حضرت معصومه ـ علیهن السلام ـ را به عنوان اینکه آنها دارای عالی ترین مقام ها هستند می ستایند، و با بهترین و عمیق ترین روش، از آنها تجلیل و احترام و نسبت به آنها ابراز احساسات می نمایند، و با این روش خود اعلام می دارند که میزان در رسیدن به مقامات عالی، تقوا و عمل است، نه زن و مرد، سیاه و سفید و… .
و این عظمت و احترام که در بارگاه نورانی حضرت فاطمه معصومه(ع) که همچون نگین در شهر قم، جلوه دارد بهترین دلیل و گواه به احترام اسلام به شخصیت زنان والامقام است، و همین نمونه عملی می تواند جواب کوبنده ای باشد برای آنهایی که می گویند اسلام برای زن چندان ارزشی قائل نیست.
مرغ دلم راهی قم می شود در حرم امن تو گم می شود
عمه سادات سلام علیک روح عبادات سلام علیک
کوثر نوری به کویر قمی آب حیاتِ دل این مردمی
عمه سادات بگو کیستی فاطمه یا زینب ثانی استی؟
از سفر کرببلا آمدی یا که به دنبال رضا آمدی
کاش شبی مست حضورم کنی باخبر از وقت ظهورم کنی

 
روابط عمومی مجتمع آموزش عالی سراوان

فرم دریافت نظرات شما
نام شما: ایمیل:
نظر شما:*
سوال:* 8 + 1 =